Oceanus خدای دريا و همسرش Tethys
او خدای درياها و اقيانوسها بود او با همسرش Tethys تمام دور دنيا را احاطه کرده بودند و رودخانه ها و حوريان دريايی را ساختند.

Tethys
او همسر خدای اقيانوس ها بود که با او سه هزار حوری زيبا درست کردند.

ًRhea همسر Cronus
او همسر Cronus بود و Cronus تمام بچه های او را ميبلعيد برای اينکه شنيده بود که يکی از بچه های او حکومت او را از بين ميبرد. Rhea يک حقه زد و يک سنگ را در پارچه پيچيد و به عنوان زيوس به او داد و با اين حقه زيوس زنده ماند و بعدها حکومت پدر را سرنگون کرد.
اسم او به معنی روان هست که شايد مربوط به بچه دار شدن راحت او بوده است. او همچنين ملکه خدايان تيتان نيز بوده است. بعد از اينکه ديد ۵ فرزند او توسط شوهرش بلعيده ميشوند وقتی فرزند ششم که زيوس بود را حامله بود به کوه Arkadia رفت و از آنجا بچه را بدنيا آورد و بقيه داستان که سنگ را بجای بچه به شوهرش داد.... بعد از سقوط تيتان او با زيوس بر سر قدرت خود به ستيزه پرداختند چون او نصفی از آسمان و زيمن و اقيانوس را ميخواست. ولی زيوس درخواست او را نپذيرفت و او به کوه Phrygia عقب نشينی کرد و دور خود را با حيوانات وجشی پر کرد. گفته شده است که او يک تخت راوان داشت که شيرها آنرا ميکشيدند.
صورت فلکی عقرب Scorpius
اين اسطوره را تقديم ميکنم به وستا .
داستان

مقابل اريون
صورت فلکی اريون دقيقا روبروی صورت فلکی عقرب قرار گرفته است پس زمانی که عقرب بالا ميايد اريون غروب ميکند.
معرفی اريون
اريون پسر خدای دريا Poseidon بود که توسط يک بانو او به يک شکارچی بزرگ و قدرتمند تبديل شد. ولی او فناپذير بود و مرگ او با آزار Artemis الهه ماه و شکار همزمان شد.
ناراحتی Artemis
در يک داستان او به مشکل افتاد زمانی که از روی ناخودآگاه Artemis را کتک زد.
همه حيوانات را نکش
در يک داستان ديگر آمده است که اريون مغرور شد و تصميم گرفت که تمامی حيوانات را بکشد و اين باعث آزار آتميس الهه ماه و شکار شد. در داستان ديگر آمده است که اريون تصميم گرفت که همه حيوانات را بکشد و اين Gaia الهه زمين بود که خشمگين شد.
در داستان ديگر آمده است که آرتميس مانند اريون از شکار لذت ميبرد و آنها با هم به شکار رفتند. و اريون بسيار شيفته ی آرتيميس شد و سعی کرد که به او تجاوز کند. خدايان از اين کار ناراحت شدند و عقرب را برای تنبيه او فرستادند. با همه قدرتی که اريون داشت نتوانست که بر عقرب چيره شود و هنگامی که قصد فرار داشت غقرب با دم سمی خود او را نيش زد. و آرتيميس برای قدردانی از اين عقرب عکس او را در آسمان قرار داد.
عقرب کشنده
در داستان ديگر آمده است که اريون توانست از دست عقرب فرار کند او به دريا پريد ولی آپولو در اين هنگام از آتن خواست که نقطه سياه را در دريا با تير بزند. و آتن بدونه اينکه بداند اين نقطه سياه مغشوق او است تير را شليک کرد و او را با يک تير کشت. و اين دليل اين است که تا عقرب بالا ميايد اريون پايين ميرود. بعضيها ميگويند که اريون هنوز از گزيده شدن توسط عقرب ميترسد.

اسطوره کهکشان راه شيری
يونانی های قديم عقيده داشتند که کهکشان راه شيری راهی مخفی برای مردگان به دنيای زير زمين است که آنها از طريق صورت فلکی کژدم و بوسيله خورشيد و ماه و سياره های ديگر راه خودشون را پيدا ميکنند.
خسوف و کسوف به صورت سر دو مار بزرگ تصور ميشد که بدنش با علامتهای ستاره شناسی پوشيده شده است. در اون موقع عقيده بر آن بود که زمانی که کهکشان راه شيری به صورت عمودی قرار دارد به زمان زويش ساقه ذرت و همچنين زمان بوجود اومدن دنيا است.

کهکشان راه شيری يک کهکشان بازويی است او تقريبا شبيه به بقيه کهکشانهای بازويی است وقنی که از بالا نگاهش ميکنيد. خورشيد از وسط اين کهکشان فاصله دارد وبا سرعت نيم ميليون مايل بر ساعت به دور مرکز اين کهکشان ميچرخد. کخ الان تقريبا ۲۰۰ ميليون سال طول ميکشد تا يک دور کامل بزند.
Cronus حکمران تيتان
Cronus حکمران تيتان بود. او بعد از اخته شدن اورانوس به قدرت رسيد. همسر او Rhea بود . زاد و ولد آنها نسل خدايان المپيک را بوجود آورد.Cronus برای مطمين بودن از جکومت خود تمامی بچه های خود را ميبلعيد نابود ميکرد. اين عمل تا آنجايی موفق بود که روزی Rhea از ناراحتی از دست دادن فرزند های خود تصميم گرفت که حقه ای بزند. او بعد از تولد Zeus يک سنگ را در دستمال پيچيد و به Cronus داد تا ببلعد.
بعد از اينکه زيوس بزرگ شد بر ضد پدر قيام کرد و او را شکست داد. و تمام خدايان تيتان را که به Cronus کمک کرده بودند به دينای زير زمين تبعيد کرد.

ص.رت فلکی هيدرا Hydra

مردم يونان عقيده داشتند که روی بدن زيوس عکس اين مار ۹ سر قرار دارد.
مردم شهر Lerna توسط اين مار نه سر فنا ناپذير قتل عام شدند. سرهای اين مار اگر قطع ميشد به جايه آن سر جديدی در ميامد. و اگر کسی به او نزدکی ميشد از نفس زهرآگين او ميمرد. او در زير يک درخت در نزديکی يک مرداب زندگی ميکرد.
اين صورت فلکی يکی از دوازده کاری بود که هرکول بايد برای مورد عفو واقع شدن انجام ميداد. او با کمک برادر زاده خود Iolaus اين کار را انجام داد به طوری که زمانی که هرکول يکی از سرها را قطغ ميکرد Iolaus جای سر را داغ ميکرد و اجازه نميداد سر جديدی درست شود. زمانی که هرکول اين جانور را کشت و خبر پيروزی خود را به شاه Eurytheus داد شاه به او گفت که اين يک پيروزی واقعی نيست چون از برادر زاده خود کمک گرفته است.
صورت فلکی سرطان يا خرچنگ و يا Cancer
![]()
طبق افسانه های يونان باستان صورت فلکی سرطان توسط هرا در آسمان قرار گرفت. هرا که از عشق بازی زيوس شوهر خود با Alcmene مادر هرکول خشمگين شده بود تصميم گرفت که هرکول را به هر تريتيبی که شده بکشد. او خيلی سعی کرد که هرکول را بکشد ولی هميشه شکبت ميخورد.بعد از مدتی هرکول يک گناه بسيار بزرگ مرتکب شد و برای بخشوده شدن بايد دوازده کار سخت را انجام دهد. يکی از اين کارها از بين بردن مار غول پيکر ( نج.) صورت فلکی حیه (Hydra)بود اين مار وقف شده ی هرا بود.در هنگام جنگ هرکول با Hydra هرا اين خرچنگ غول پيکر را فرستاد تا کمک Hydra باشد. جنگ سختی در گرفت و مار نه سر پاشته پای هرکول را زد. ولی به خاطر قدرت بسيار زياد هرکول او با پايش خرچنگ را له کرد.
هرا برای قدردانی از اين خرچنگ نقش او را در آسمان قرار داد.
صورت فلکی Cygnus

مانند خيلی از صورتهای فلکی اين صورت فلکی هم دارای داستانهای زيادی هست که به تعداد از آنها ميپردازيم.
يکی از اينها مربوطه ميشود به اطوره ی زيوس و لدا(Leda) ملکه اسپارتا. او زنه بسيار زيبايی بود و زيوس هرچه تلاش برای بدست اوردن عشق او کرد موفق نشد. زيوس خود را به شکل يک قو در آورد و اين قو انقدر زيبا بود که لدا عاشق او شد و بعد از آن لدا تخم گذاشت و از اين تخم دو بچه بسيار زيبا بدنيا آمدند که يکی Polydeuces و ديگيری هلن است . اين صورت فلکی برای جشن گرفتن برای اين قوی زيبا بوجود آمد.
داستان ديگر اين است که اين قو حيوان Cassiopeia (در افسانه آندرو مدا در موردش صحبت شده است)بوده است.
داستان ديگر اين است که اين قو پسر نپتون Cionus است که توسط آشيل خفه شد و نپتون برای جادانه نگه داشتنش او را به صورت يک قو در آورد و در آسمان جا داد.
لعنت بر پدر مادر کسی که آشغال بريزد
لعنت بر پدر مادر کسی که آشغال بريزد
سلام خدمت کسانی که اين مطالب براشون جالب هست و از آن استفاده ميکنند.
روزهای اولی که اين وبلاگ را زده بودم کلی حال ميکردم وقتی يک پيغام تويه نظرات ميديدم.. يک ده باری اين پيغام را ميخوندم و حتی تمام وبلاگ کسی را که نظر داده بود زير و رو ميکردم. مخصوصا بعضی از پيغامهايی را که خيلی طولانی بود. پيش خودم ميگفتم ببين چقدر خوشش آمده که اينهمه وقت ميزاره و مينويسه. بعد کم کم يک سری نظر که خيلی برام جالب بود گرفتم. آدم وقتی بعضی از اين نظر ها را ميخونه ياد انشا ميفتم اکنون که قلم در دست ميگيرم و قلمم مانند اهوی رم کرده ای بر دشت سبز کاغذ.... و يا در کنار پنجره نشسته ام صدای آب و پرنده ای که د جياط به دنبال دانه ميگردد ناگهان...و باز هم از همين حرفا..
مثلا نظر يکی از دوستان : قلم شيوايی داری قلمی که دل هر انسان را به کوچه های خلوت دل ميبرد.
. يک سوال دارم! خدای مرگ شما را به کوچه های خلوت دل برد و يا خدای مردگان زير زمين ؟ و يا شايد هم صورت فلکی اريون ؟ و يا اسطوره های اهرام مصر ؟ اگه اينها شما را به کوه های خلوت دل ميبرد که خوب فکر کنم دل شما خيلی خرابه شايد هم کوچه های دلتون اتوبان شده شايدم در دست تعميره. اين دوستان حتی زحمت اينکه يک کلمه هم در وبلاک بخونن مطلب مينويسن. البته يکبار نوشتن و هی کپی ميکنن.
و اين يک مطلب هم جالبه. من هم مطلبی شبيه به مطلب تو دارم. و يا من هم عقيده ام شبيه به غقيده ی تو هست و و و. راست ميگه عقيده ی من نسبت به خدای دنيای زير زمين جالبه نه ؟
چه عقيده جالبی داريم. چه تصادفی. بعد ميری وبلاگ آقا و يا خانم را ميخونی ميبينی در مورد اينکه تويه تاکسی با راننده حرفش شده نوشته. عجب تصادفی. به اين ميگن هم عقيده بودن.
درسته اين وبلاگ خيلی تازست و پيغام هم زياد نداره ولی خوب تويه اين پيعامهايی که داره خيلی هاش از اين حرفاست. موفق باشند. ولی جدا آدم ياد اين جمله معروف شاعر ميفته که ميگه
لعنت بر پدر مادر کسی که آشغال بريزد
Uranus خدای آسمان
او خدای آسمان و فرزند Gaea بود. که بعدا به عنوان شوهر او شد و آنها با هم ۱۲ تا از خدايان تيتان را بوجود آوردند. او زمانی که که Cronus توسط Gaea تقويت شد اخته شد . علت مرگ او يک زخم و يا باز گشت او به زمين است
Gaea از خدايان يونان

او خدای زمين است. او با پسر خود Uranus آميزش کرد تا باقيمانده خدايان تيتان را توليد کند. به نظر مياد او به عنوان خدايی که از زمان عصر حجر است مورد پرستش بوده است.
خدايان Titans تيتان
از اونجایی که خدایان المپیوس تمام شد میریم سراغ خدایان تیتان
تيتان به عنوان خدايان قديمی شناخته ميشوند. آنها قبل از اينکه توسط خدايان المپی سرنگون شوند بر جهان حکومت ميکردند. حاکم تيتان Cronus بود که توسط پسرش زيوس سرنگون شد. بيشتر خدايان تيتان با Cronus بر ضد زيوس جنگيدند ولی بعد از شکست به دوزخ تبعيد شدند.
Hephaestus خدای آتش و فلز کاری
Hephaestus خدای آتش و فلز کاری
او پسر Zeus و Hera است. در بعضی مواقغ گفته میشود که هرا تنهایی او را بوجود آورد و او هیچ پدری ندارد. او تنها خدایی است که به صورت فیزیکی زشت است. او همچنین لنگ بود.داستانها در مورد اینکه او چجوری شل شد مدلهای مختلفی دارد.
یکی این است که هرا بعد از اینکه دید بچه زشتی دارد او را از بالای کوه المپی به دریا پرت کرد و پای او شکست. بعضی ها میگویند بعد از مشاجره ی بین هرا و زیوس .. زیوس او را پرت کرد.
او زرگر و سلاح ساز خدايان بود. او از آتشفشان بعنوان کوره استفاده ميکرد. او بساير مهربان و صلحجو بود و همسر او Aphrodite (ونوس) بود. در بعضی مواقع همسر او را Aglaia هم نام ميبرند.
Artemis الهه شکار و ماه
Artemis الهه شکار و ماه

او الهه نجابت و بکارت و شکار و ماه بود
او دختر Zeus وLeto وبود. برادر دوقلوی او Apollo(خدای زیبایی و شعر و موسیقی بود) او شکارچی خدایان و محافظ جوانان بود. او مانند Apollo از تیر نقره ای برای شکار استفاده میکرد. او اشتراکی با Hecate خدای سحر و جادو دارد. دخرت سرو درخت او و تمامی حیوانات از او میترسیدند مخصوصا آهو.
افسانه Pegasus يا اسب بالدار و يا ذوالجناح

تولد اسب بالدار داری دو داستان هست. یکی زمانی که Perseus زن مارموی را کشت(افسانه آندرومدا) خون این عجوزه به دریا ریخت و از کف و حباب دریا اسب بالدار بیرون آمد. و داستان دیگر این است که زمانی کهPerseus آن غول را کشت از بدن آن غول این اسب با یک جنگجو به نام Chrysaor که شمشیر طلای را حمل میکرد بدنیا آمد.
او سمبل اسب شعر و هنر است.
صورت فلکی Pisces و يا برج حوت

Aphrodite و Eros
صورت فلکی حوت نشان دهنده Aphrodite الهه عشق و زیبایی و پسرش Eros (
cupidدرافسانههای رومی) است.
این افسانه جایی شروع میشود که غول Typhon شروع میکند خدایان قدیمی تیتان را از بین بردن و نابود کردن و Aphrodite وپسرش Eros سعی میکنند فرار کنند و در انبوه نی ها در نزدیکی رود فرات مخفی میشوند. در اینجا دو داستان هست. یکی اینکه دو ماهی آمدند و به آنها کمک کردند تا به جای امنی برسند و یکی دیگه اینکه او دتا خود به شکل ماهی در آمدند و در رود فرات پریدند.
همینجور که در عکس میبینید این دو ماهی با یک طناب به هم وصل هستند. بعضی ها میگویند که Aphrodite با طناب بچه اش را به بدنش بسته تا در این فرار گم نشود.
Aries و يا برج حمل
Aries و يا برج حمل

Phrixusو خواهرش Helle فرزندان شاه Athamas (منطقه Boeotia) و همسرش Nephele بودند. ولی متاسفانه بعد از مدتی Nephele مرد و Athamas يک زن ديگر گرفت.(دختر شاه Cadmus منطقه )Thebes). اسم اين زن Ino بود.
از آنجايی که Ino نميتوانست اين دو بچه را تجمل کند تصميم به نابودی آنها گرفت.
اولین کار او این بود که مریضی را بین دانه ها و محصولات پخش کرد برای همین در هنگام درو هیچ محصولی نبود. وقتی شاه کسی را به معبد دلفی فرستاد تا از خدایان دلیل این مطلب را بپرسد Ino به آن پیک رشوه داد که جواب را به این شکل بگوید
که خدایان گفتند او باید فرزندان خود را قربانی کند تا این مشکل حل شود. شاه در مورد این مسیله تردید داشت ولی بعد با اصرار روحانی های اون موقع قبول کرد.
Athamas بچه ها را به نزدکی ترین کوه بلند برد تا در آنجا آنها را قربانی کند. ولیNephele از آسمان آنها را نگاه میکرد و از خدایان خواست که آنها را نجات دهد. خدایان یک قوچ طلایی فرستادند تا بچه ها را به جای امنی ببرد. این قوچ همونAries است.
چند دقیقه قبل از مراسم قربانی کردن این قوچ رسید و Phrixus وHelle بر پشت او پریدن و فرار کردند. قوچ آنها را به سمت آسیا برد. زمانی که قوچ بر فراز دریای سیاه پرواز میکردHelle افسار را از دست داد و از آن بالا به کانال بین دریای سیاه و مدیترانه افتاد. این کانال که Dardanelles نامیده میشود توسط یونانیها Hellespont نامیده میشود.
نزدیک به شوروی قدیم Phrixus اقوچ را برای زیوس قربانی میکند. و پوست طلایی او را به صورت کادو به پادشاه آن سرزمین میدهد.و آن شاه در قبالش با درخواست ازدواج او با دخترش موافقت میکند. بعد از آن این پشم طلای توسط یک اژدها و یا مار بزرگ( صورت فلکی حیه) محافظت میشود.
شجره نامه خدايان يونان
شجره نامه خدايان يونان

صورت فلکی Leo يا برج اسد

صورت فلکی شیر. او در آسمان قرار دارد چون شاه حیوانات است.
او مشهور است که شير Nemea است و توسط Heracles کشته شد.نميا يک شهر است در راه حنوب غربی Corinth. در آنجا اين شير در يک غار دو دهنه زندگی ميکرد. او بيرون ميامد و اهالی را متوقف ميکرد تا انها کم ياب شدند. او يک شير زخم نا پذير بود. طبق بعضی از داستانها او توسط غول Typhon و يا سگ Orthrus و يا حتی بخاطر Selene خدای ماه زخم ناپذير است. و هرکول زمانی که به او با تیرکمان شلیک میکرد نتیجه گرفت که تیرها به سادگی پایین میافتد.
Heracles گروه خود را راه انداخت و دنبال حیوانات کرد تا به درون غار خود رفتند. او یک دهنه غار را بست و به طرف دهنه دیگر رفت.او با شیر گلاویز شد و گلوی او را گرفت و خفش کرد. Heracles لاشه شیر را گرفت و بر روی شانه های شیر جشن پیروزی گیرفت.
بعد او سعی کرد با پنجه تیز حیوان پوست او را بکند و به عنوان ردا استفاده کند. در این هنگام شیر یک حرکت سریع کرد و خود را در بالای سر Heracles جای داد و باعث شد که Heracles بیشتر از همیهش بترسد.
Hermes خدای بازرگانی ودزدی وسخنوری

او باهوش ترین خدای کوه المپ بود و همچنین پیک برای همه ی خدایان.
او پسر Zeus و Maia بود و. او سریع ترین خدا بود .هرمس یک کفش بالدار داشت و یک عصای جادوییحمل میکرد.او خدای دزدی و سخنوری و بازرگانی است. هرمس راهنمایی مرده ها به دنیای زیر زمین بود. او چنگ و ستاره شناسی و وزن کردن و نگهداری از درسخت زیتون را کشف کرد.
Aphrodite الههء عشق و زیبائی و آرزو ، ونوس یوناني

بر اساس داستانها او یک کمربند جادویی داشت که میتوانست هر کسی را وادار به پرستش خود کند.
در مورد تولد او دو داستان وجود دارد.
یکی میگوید او دختر Zeusو Dione. است
و دیگری بر میگردد به زمانی که که Cronus (پیرزن عجوزه) Uranus را اخته کرد و دستگاه تناسلی او را به دریا انداخت . Aphrodite از کف موج دریا در یک صدف خارج شد و به ساحل قبرس آمد.
او همسر Hephaestus(خدای آتش و فلز کاری) است.
فاخته و قو و گنجشک پرندههای او هستند. عاشق محبوب او Ares خدای جنگ بود. او معرفی کننده سکس و مهربانی و علاقه مندی مردم به هم دیگر است.
Apollo
َسلام به همه
بعد از چند روز اومدم.. بهم هم خيلی خوش گذشت.
خوب بريم سر مطالب
------------------------------------------------------
Apollo خدای افتاب و زیبایی و شعر و موسیقی بود
او پسر Zeus و Leto بود. خواهر دوقلوی او Artemis (الهه شکار و ماه) بود او نوازنده ی چنگ طلايی بود.او خدای افتاب و زیبایی و شعر و موسیقی و طب بود که مردم پزشکی اموزش داد و همچنين او خدای راستی بود و کسی که نميتوانست دروغ بگويد.
از کارهای مهم او اين بود که يک ارابه را که ۴ اسب داشت کنترل کند و خورشيد را در طول اسمان بکشد. او به خاطر دانش فیبگویی اش مشهور بود .
درخت او درخت غار و پرنده او کلاغ و حیوان او گراز درایی است
سلام
من چند روز ميرم مسافرت.. ولی تا برگردم اين وبلاگ را دوباره حسابی به روز ميکنم
بهم خوش بگذره
افسانه اريون(Orion) و يا شکارچی

اريون يکی از شناخته شده ترين صورت های فلکی هست که حتی کسانی که ستاره شناس نيستند به راحتی ميتوانند آن را پيدا کنند.
طبق افسانه ی یونانی ها اریون پسر Poseidon خدای دريا و Euryale دختر شاه Crete بود.
خدای دريا به او قدرت داد تا بتواند بر روی آب راه برود. در اديسه, هومر او را يک شکارچی بزرگ که با يک چماق برنزی مسلح است توصيف کرده است. در آسمان دو صورت فلکی سگ بزرگ و سگ کوجک(Canis Major and Canis Minor) او را تعقيب ميکنند.
در جزيره Chios اريون سعی در عشقبازی با Merope دختر شاه Oenopion را دشات ولی موفق نشد. يک شب وقتی که Merope شراب نوشيده بود سعی کرد که او را بدزدد. برای تنبيه شاه دستور داد که چشمهای او را در بياورند و او را از جزيره بيرون کرد. او به سمت شمال به طرف جزيره ی Lemnos به راه افتاد و در آن جزيره Hephaestus يکی از دستيارهای خود را( Cedalion) به او داد تا نقش چچشم او را بازی کند. او به طرف شرق جايی که خورشيد طلوع ميکند حرکت کرد به اميد اينکه طبق گفته لهام الهی چشمهای او شفا پيدا کند. با طلوع خورشيد چشمهای او به طرز معجزه آسايی خوب شد.
اریون با ستاره های Pleiades (خوشه پروین) که در صورت فلکی گاو نر قرار دارند مرتبط است.
Pleiades هفت خواهر بودند که دخترAtlas وPleione بودند. طبق یک داستان اریون عاشق Pleiades شد و آنها را تعقیب کرد زیوس آنها را دزدید و در اسمان قرار داد.. جایی که هر شب اریون به دنبال آنها هست.
داستان مرگ اریون بسایر متضاد هست.
Aratus, Eratosthenes و Hyginus عقیده داشتند که عقرب در این داستان نقشی داشته است.
روزی اریون لاف زد که بزرگتین شکارچی هست و این خبر به گوش خدای شکارArtemis و Leto مادر الهه شکار رسید. او میگفت که میتواند هر غولی را بر روی زمین بکشد. از این حرف زمین شروع به لرزیدن کرد و شکافی از زمین بیرون آمد که از این شکاف این عقرب(صورت فلکی Scorpius و یا کژدم) بیرون آمد و اریون را نیش زد .
طبق گفته Aratus اریون سعی داشت الهه ماه و شکار را بدزدد و این الهی باعث لرزش زیمن و بیرون آمدن عقرب شد.
طبق گفته ی Ovid اریون هنگام نجات Leto از دست این عقرب کشته شد.
در این داستانها اریون و عقرب در دو حهت مخالف در آسمان قرار دارند و زمانی که عقرب در شرق طلوع میکند اریون به غرب فرار میکند. اریون بیچاره هنوز از گزیده شدن توسط عقرب میترسد.
دب اکبر يا خرس بزرگ و ياUrsa Major

بدون شک يکی از مشهورترين ستاره های درون اسمان هفت ستاره دب اکبر هستند که آنها دم و قسمت پايين تنه خرس را تشکيل ميدهند و بقيه اين شکل اين خرس توسط ستاره های کم نور تر کامل ميشود. دب اکبر سومین صورت فلکی بزرگ است.
در اسطوره های یونان خرس بزرگ به دارای دو شخصیت است.. یکی به عنوان معشوقه ی Zeus و Adrasteia که Callisto نام داشت و دیگر به عنوان درختی که از زیوس موقعی که کودک بود نگهداری کرد. داستانهای بسیاری در مورد چگونگی تبدیل شدن Callisto به خرس بزرگ هست که ما به یکی از آنها میپردازیم. معمولا Callisto را دختر شاه آرکاد (قسمتی در یونان) که Lycaon نام داشت میدانند. ولی در یک داستان دیگر او را دختر پسر این شاه(Ceteus) میدانند.
در این نسخه او ((Ceteus) صورت فلکی هرکول است که زانو زده و دست خود را به سمت خدا دراز کرده و به او برای تبدیل شدن دخترش به خرس التماس میکند.
Callisto عضو و پیرو الهه ماه و شکار (Artemis) شد . او مانند Artemis لباس میپوشید و موهای خود را میبست. و خیلی زود به عنوان شکارچی محبوب و همراه Artemis شناخته شد. او قسم به پاکدامنی و نجابت برای Artemis خورد. یک روز وقتی Callisto در بیشه زیر سایه یک درخت دراز کشیده بود زیوس تغییر شکل داد و به او نزدیک شد(داستان کامل Ovid in Book II of his Metamorphoses) . زیوس خود را به شکل Artemis در اورد و Callisto را بغل کرد. قبل از اینکه دختر از وحشت کاری انجام دهد خود را به شکل واقعی بر گشت و به او تجاوز کرد.
یک روز گرم وقتی که گروه شکار به نزدیکی رودی رسیدند تصمیم به شکار گرفتند و Artemis لباسهایش را در آورد و بقیه را به رودخانه راهنمایی کرد. و Callisto در کمال بی میلی لباسهایش را در آورد و شک بر امده او که نشانه ی حاملگی بود نمایان شد.Artemis او را رسوا کرد و از گروه خود اخراج کرد.
بدترین زمان موقعی بود که او پسری به نام Arcas به دنیا آورد . هرا همسر زیوس که شوهر خود را میشناخت و این مسیله را فهمیده بود تصمیم گرفت که انتقام بگیرد. Hera موهای Callisto را گرفت و روی زمین کشید. بعد از آن روی دستها و پاهای Callisto موهای سیاهای شروع به جوانه زدن کرد و دستها و پاهای او به شکل پنجه در آمدند و در آخر به شکل یک خرس در آمد.
برای ۱۵ سال او در جنگل زندگی کرد و او به شکل خرس بود ولی مغز انسان داشت.روزی گروهی را مشغول شکار دید و پسر خود Arcas را بین آنها تشخیص داد. او سعی کرد به پسرش نزدیک شود ولی Arcas ترسید. او سعی کرد که خرس را متواری کند ولی در همان هنگام زیوس یک گرد باد فرستاد که هر دوی آنها را به آسمان برد و Callisto را به دب اکبر تبدیل کرد وArcas را به صورت فلکی Boötes تبدیل کرد.(در بعضی از داستانها او به خرس کوچک تبدیل شد)
صورت فلکی Boötes 
در بيشتر افسانه ها در مورد اين که چرا دم اين خرس انقدر بلند هست چيزی کفته نشده.. يک داستان هست که ميگه زيوس وقتی ميخواست Callisto را به آسمان ببرد او را از دم گرفت و برای همين دم او کشيده شد
Athena الهه عقل و زيباييه

آتن الهه باکره یونان باستان بود. او الهه هوش و هنر و ادبیات بود.
او از پیشانی زره زیوس جوانه زد و بدنیا امد. برای همین او مادری ندارد. او خشن و تندوخو در جنگ ها بود و همچنین شجاع ولی او فقط برای دفاع کردن از شهر و خانه خود جنگ ميکرد. او همچنین الهه شهر و صنایع دستی و همچنین کشاورزی و حاصلخیزی هم هست.
او دهنه برای اسب درست کرد که بتوانند اسب را رام کنند. او همچنين ارابه و گاو آهن و گلدان و ترمت و فلوت و کشتی را ساخت. او نشانه خرد و منطق و همچنین اکدامنی است. او محبوب ترین فرزن زیوس بود و اجازه داشت که با اسلحه های زیوس بازی کند به غیر از اسلحه سه سر که صاعقه میزد. محبوب ترین شهر او آتن است و درخت محبوب او درخت زیتون است
جغد پرنده او هست
سلام
يکی از دوستان خواهش کرده بود که سبک نوشتنمو عوض کنم..چئن باعث گيح شدن ميشه بعضی مواقع. البته حق داره.. سبک نوشتنه من هردمبيله.. با اينهمه غلط املايی و تایپی ديگه چيزی نميمونه برای خوندن..
چشم
قول ميدم سعی بکنم.. ولی قبول کنيد يکم سخته.. ولی چشم
البته زياد اميدوار نباشيد
آندرومدا در افسانه های يونان
آندرومدا يک شاهزاده در افسانه های يونان است. پدرش Cepheus شاه حبشه بود که مادر و همسرش Cassiopeia بود که او تقويت کرد که اندرومدا از Nereids که ۵۰ حوری دریایی بودند زيباتر بشود. Nereids از اين کار عصبانی شدند و از پدرNereus خود خواستند که قول دريا را Cetus برای حمله به حبشه بفرستد. برای ارام کردن انها Oracle از Cepheus خواست که فقط دخترش را در نزديکی دريا ببندد تا ثول دريا فقط اورا ببلعد. Persues پسر زيوس . Gordon Medusa (عجوزه ی مارموی)را با کمک پوشش Athene کشت به صورتی که از اين پوشش به عنوان یک آیینه برای پيدا کردن جای Gordon Medusa استفاده کرد.. تمامی کسانی که به Medusa نگاه ميکردند به سنگ تبديل ميشدند.ولي بازتاب Medusa اينکار را نميکرد. بعد از پيدا کردن جا توسط Persues او سر Medusa را با شمشير از تن جدا کرد. اسب بالدار Pegasus از روی خون Medusa پريد. Persues وقتی با کفشهای پرنده هرمس (خدای بازرگانی) بر بروی حبشه قدم ميزد. آندرومدا را ديد که به يک صخره در ساحل بسته شده و غول دريا به او نزديک ميشود.Perseus اين غول را توسط سر Medusa به سنگ تبديل کرد و آندرومدا را نجات داد و بعد از آن با او ازدواج کرد.آندرومدا بعد از مرگ به يک صورت فلکی تبديل شد.
در آسمان وادين او و شوهرش و Pegaus و غول دريا Cetus همسايگان او هستند

